تبليغاتX
خانه

خانه

پایگاه رسمی خانه ادبیات افغانستان (بنیادگذاری 1381)

نقد «شب که از پوستمان گذشت» در نشست ماهانه خانه ادبیات

بیست و دومین نشست نقد ادبی خانه ادبیات افغانستان که در تهران برگزار می شود، به نقد مجموعه شعر «شب که از پوستمان گذشت» سروده محمدصادق دهقان اختصاص دارد.

مجموعه شعر«شب که از پوستمان گذشت»، دومین اثر ادبی محمدصادق دهقان، شاعر، نویسنده و فعال ادبی است که سال گذشته در کابل به چاپ رسید. این کتاب، دومین مجموعه از سلسله انتشارات خانه ادبیات افغانستان به شمار می رود.

آقای دکتر حفیظ الله شریعتی؛ شاعر، نویسنده و پژوهشگر ادبی و آقای محمدسرور رجایی، شاعر، نویسنده و روزنامه نگار افغان در این نشست ادبی، «شب که از پوستمان گذشت» را نقد و بررسی می کنند. برنامه یادشده ساعت 5 عصر روز پنج شنبه 30 میزان (مهر) 1388 خورشیدی در تالار شماره دو حوزه هنری تهران واقع در خیابان حافظ (پل کالج)، تقاطع سمیه، روبه روی پلی تکنیک (دانشگاه امیرکبیر تهران) برگزار می شود. حضور برای عموم علاقه مندان آزاد است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 23:0  توسط روابط عمومی خانه ادبیات افغانستان  | 

فراخوان پنجمین جشنواره‌ ادبی قند پارسی

فراخوان پنجمین جشنواره ادبی قند پارسی

شکرشکن شوند همه طوطیان هند     زین قند پارسی که به بنگاله می رود

هنر و ادبيات در فرهنگ سرزمین ما جايگاه بسيار رفيع و درخشاني دارد. به‌ ویژه وقتي كه اين هنر فطري با مضامين معرفتي و اجتماعي در مي­آميزد و با برانگيختن فطرت پاك انساني از طريق قالب‌هاي هنري و ادبي‌، انسان‌ها را به سوي مفاهيم والاي ارزشي و فرهنگ کهن فارسي ـ اسلامي ما هدایت می کند و تحول آفرين می‌شود.

خانه ادبیات افغانستان در همین راستا پنجمین جشنواره‌ ادبی قند پارسی را در دو بخش آزاد و ویژه برگزار می‌کند. شرکت‌کنندگان ساکن ايران، افغانستان و ديگر کشور‌ها می‌توانند آثار خود را تا پايان ماه قوس (آذر) 1388 تنها از طریق پست الکترونیک (ای­میل) به دبیرخانه‌ جشنواره ارسال کنند. در ضمن، شاعران و نويسندگان مي­توانند در هر دو بخش جشنواره شرکت کنند‌.

در هر بخش، به سه اثر برتر، به رسم ياد‌بود، جوايزي اهدا خواهد شد. مراسم پایانی پنجمين دوره‌ جشنواره‌ ادبی قند پارسي در تهران برگزار می­شود.

 الف) بخش آزاد (ویژه‌ جوانان):

این بخش در دو رشته‌ شعر و داستان کوتاه برگزار می‌شود و فقط جوانان زیر 30 سال می‌توانند در آن شرکت کنند.

ب) بخش ویژه (ادبیات پایداری):

بخش ویژه در رشته‌های شعر، داستان، خاطره و مقاله‌های تحقیقی در زمینه‌ ادبیات مقاومت برگزار می‌شود و محدودیت سنی ندارد. این بخش، ویژه ادبیات مقاومت و پایداری در افغانستان است.

ج) بخش قدردانی از پدیدآورندگان کتاب در موضوع پایداری:

علاقه مندان با کتاب های چاپ نشده در موضوع مقاومت و ادبیات پایداری  نیز می توانند در این بخش شرکت کنند. در این بخش، با قدردانی از پدیدآورندگان سه اثر برتر، کتاب های شان نیز از سوی دبیرخانه جشنواره منتشر خواهد شد.

 

 شرایط:

1.   ‌هر یک از آثار ارسالی، حداکثر از 20 صفحه بیش­تر نباشد.

2.  ‌ آثار کنوني به دوره‌های پیشین جشنواره، فرستاده نشده باشد.

3.  ‌ در بخش شعر، کم‌تر از  3  و بیش‌تر از 5 شعر پذیرفته نمی‌شود.

4.   در بخش داستان، بیش از 2 ‌داستان ارسال نشود.

5.   ‌‌آثار باید با فرمت word و تنها از طریق پست الکترونیک (ای­میل) و به شکل فایل ضمیمه ارسال شوند.

6. نشانی پست الکترونیک (ای­میل) دبیرخانه‌ جشنواره به این شرح است:

ghandeparsi_5@yahoo.com 

 پیشاپيش از نیک­نظری‌تان سپاس­گزاریم. امیدواریم با یاری شما، گامی هرچند کوچک برای بالندگی ادبیات پارسی (دری) در سرزمین بزرگ افغانستان برداریم.

خانه ادبیات افغانستان

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 9:40  توسط روابط عمومی خانه ادبیات افغانستان  | 

«زخم افغان» در تهران سر گشود

بيست و يكمين نشست نقد ادبيات افغانستان، پنج شنبه 29 اسد سال روان به نقد و بررسي رمان «زخم و افغان»، نوشته سيدهاشم حسيني اختصاص داشت. این نشست با حضور محمدحسين محمدي؛ مدیر خانه ادبيات افغانستان و علي‌الله سليمي؛ نويسنده، منتقد و روزنامه‌نگار در تالار شماره دو انديشه حوزه هنري برگزار شد.

در اين نشست، محمدحسين محمدي با اشاره به داستان «زخم و افغان» گفت: «حسيني، نويسنده پي­گير و پرتلاشي است، اما مشكل او اين است كه در انزواي خود مي‌نويسد و آشنايي چنداني با نويسندگان ايران و جهان ندارد. نگاه او در اين رمان بسيار كلاسيك است و همين نگاه كلاسيك باعث مي‌شود خواندن رمان براي مخاطب سخت شود».

محمدي با قدردانی از مطالعات و تحقيقاتي كه نويسنده كتاب هنگام نگارش انجام داده است، گفت: «برخي از رمان‌نويسان حتي پيش از تحقيق درباره افغانستان، داستان‌هايي درباره فضاي آن مي‌نويسند، ولي حسيني، پژوهش‌هاي خوبي در اين زمينه انجام داده است. با این حال، مشكل آنجاست كه او منطقه‌اي را انتخاب كرده كه حتي براي خود افغان‌ها نيز زياد شناخته شده نيست و زياد از روابط مردم آنجا شناخت ندارد».

او با اشاره به ويژگي‌هاي مثبت رمان «زخم و افغان» گفت: «شخصيت «شير جان» در اين داستان به‌ خوبي پرداخته شده است. همچنين اطلاعات سياسي و اجتماعي درستي در اين مجموعه داستان داده شده است».

علي‌الله سليمي؛ نويسنده و منتقد نيز در اين نشست با بيان اين كه گمان مي‌كردم مخاطب اصلي اين رمان، افغان‌ها هستند، گفت: «با سخنان آقاي محمدي متوجه شدم مخاطبان افغاني نيز با آن ارتباط برقرار نمي‌كنند. هم چنین به دليل استفاده زياد از اصطلاحات افغاني، خواندن كتاب براي مخاطب ايراني راحت نيست. شايد اگر برخي از واژگان براي‌مان مبهم نبود، از داستان لذت بيشتري مي‌برديم».

وي ادامه داد: «اگر زبان، روان‌تر بود، مي‌توانستيم با قصه ارتباط بيشتري برقرار كنيم. طرح داستان از آن روايت‌هاي خطي است كه از يك نقطه شروع مي‌شود و پس از اتفاق چند رويداد پايان مي‌يابد».

گفتنی است نشست بعدی خانه ادبیات افغانستان به دلیل هم زمان شدن پایان ماه سنبله با عید فطر در این ماه برگزار نمی شود و در ماه میزان (مهر) برگزار خواهد شد.  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 9:34  توسط روابط عمومی خانه ادبیات افغانستان  | 

بیست و یکمین نقد ادبی خانه ادبیات افغانستان

خانه ادبيات افغانستان با همکاري حوزه هنري بر گزار مي کند:

نقد رمان جنگ افغانستان

روابط عمومی خانه ادبیات افغانستان: رمان «زخم و افغان» نوشته نويسنده معاصر ايراني، سيد هاشم حسيني در بيست و يکمين  نشست خانه ادبيات افغانستان، نقد و بررسي مي شود.

در این نشست ادبی، محمد حسین محمدی، نویسنده و منتقد معاصر افغانستان، رمان «زخم و افغان» را که با موضوع جنگ افغانستان به نگارش در آمده است، تحلیل و بررسی می کند.

سید هاشم حسینی، نویسنده این رمان درباره موضوع اثر می گوید: «این رمان، راوی ارتش هایی است که وارد روستای پشتون نشين افغانستان می شوند. بزرگ این روستا، آنها را به دلیل خصلت مهمان نوازی می پذیرد، اما ارتشی ها اهالی را مورد اذیت و آزار قرار می دهند. یکی از اهالی با زمینه قبلی برای انتقام برنامه ریزی می کند و تعدادی از ارتشی ها را می کشد و ماجرا به این شکل ادامه می یابد».

سید هاشم حسینی، متولد سال 1350 است. او که در سال 69 از ادامه تحصیل در رشته تاریخ انصراف داد، به صورت تجربی، نوشتن را دنبال کرد تا این که پس از سال 81 توانست آثارش را به چاپ برساند. « خاک و سه داستان دیگر» ، «‌یک رئیس جمهور استخدام می شود»، «‌ من و رضا و آیدین‌»‌، « اشک آخر»‌ و «‌گل سنگ»‌ از جمله آثاری است که از حسینی به چاپ رسیده اند. همچنین رمان های «اشک آخر»، اثر تقدیری و «‌گل سنگ»، اثر برگزیده در دو دوره جشنواره داستان انقلاب ایران شناخته شده اند.

جلسه نقد و بررسی رمان «زخم و افغان»، روز پنج­ شنبه، 29 ماه اسد سال روان، از ساعت 17 عصر در سالن شماره دو تالار اندیشه حوزه هنری، واقع در تهران، خیابان حافظ، تقاطع سمیه، با حضور عموم علاقه مندان فرهنگ و ادبیات پارسی برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 23:28  توسط روابط عمومی خانه ادبیات افغانستان  | 

معرفی نخستین اثر موسیقیایی از سلسله انتشارات خانه ادبیات افغانستان

نام آلبوم: صبا مزار می­رم (آهنگ­های فولکلور افغانستان)

آوازخوان: عبدالرحیم جعفری (عارف)

طراح جلد: محمدطاهر کریمی

ناشر: خانه ادبیات افغانستان

نوبت چاپ: اول 1388

شمارگان: هزار نسخه

خانه ادبیات افغانستان، نخستین مجموعه شنیداری موسیقی افغانستان را با عنوان «صبا مزار می­رم»، اثر عبدالرحیم جعفری (عارف)، آهنگ­ساز و آوازخوان معاصر افغانستان روانه بازار کرد. «صبا مزار می­رم»، نخستین اثر در زمینه موسیقیایی است که خانه ادبیات افغانستان در ایران منتشر می­کند.

در این لوح فشرده موسیقی، هفت آهنگ فولکوریک افغانستانی بازخوانی شده است و در پایان نیز یک آهنگ بی­کلام قرار دارد. آهنگ­های یادشده عبارتند از: صبا مزار می­رم، گل­افروز، بی­بی شیرین، بهار عاشقان، دل بیمار، ها... لیلی، یا مولا.

برای دریافت این لوح فشرده می­توانید در این وبلاگ پیام بگذارید تا راهنمایی شوید.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 12:10  توسط روابط عمومی خانه ادبیات افغانستان  | 

معرفی کتاب دیگری از سلسله انتشارات خانه ادبیات افغانستان

نام کتاب: زیبای زیر خاک خفته

نویسنده: محمداعظم رهنورد زریاب

گزینش: محمدحسین محمدی

ناشر: خانه ادبیات افغانستان و انتشارات سوره مهر

نوبت چاپ: اول 1388

شمارگان: هزارو پانصد نسخه

خانه ادبیات افغانستان در ادامه انتشار سلسله آثار ادبیات معاصر افغانستان، مجموعه داستان «زیبای زیر خاک خفته»، نوشته استاد محمداعظم رهنورد زریاب، داستان­نویس بزرگ افغانستان را روانه بازار کرد. «زیبای زیر خاک خفته»، هفتمین کتابی است که خانه ادبیات افغانستان این بار در ایران و با همکاری انتشارات سوره مهر منتشر می­کند.

در این کتاب، هجده داستان کوتاه از استاد رهنورد زریاب به چشم می­خورد. این اثر در238 صفحه گرد آمده است. در آغاز و پایان این مجموعه، معرفی و نقدگونه­ای بر آثار رهنورد زریاب به قلم محمدحسین محمدی، داستان­نویس معاصر کشور نقش بسته است.

داستان­های این مجموعه به این شرح است: مارهای زیر درختان سنجد، برف و نقش­های روی دیوار، کفتر، قلم، بلستی فراری، زیبای زیر خاک خفته، تابوت­ساز، یادداشت­های یک مرغ، و ماه عید بود، مدیر مجله، مرد کوهستان، پرده سرمه­ای رنگ، و به آخر رسیده بود، پیراهن گل­دار، خواستم نویسنده شوم، هفت بار، گدی­پران باز (بادبادک باز)، دوستی از شهری دور.

بخشی از داستان کوتاه «می­خواستم نویسنده شوم» را با هم می­خوانیم:

«نی، من نویسنده می­شوم... خدایا، چه طور برای­تان بفهمانم؟ شما بلزاک را نمی­شناسید. چخوف را نمی­شناسید. گوگول را نمی­شناسید. این­ها همه نویسنده بودند. داستان می­نوشتند. قصه... قصه­های خوب می­نوشتند.» پدرم سرش را خم کرد و پرسید: «تو قصه چی چیز را می­خواهی بنویسی؟» به وجد آمدم: «قصه زندگی را، قصه خودم را، قصه شما را، قصه مادرم را، قصه همسایه­ها را. می­فهمید. این قصه­ها خیلی جالب استند. ارزش دارند». پدرم با علاقه پرسید: «بعد از آن­که نوشتی، چی می­کنی؟» جواب دادم: «می­دهم به مجله­ها که چاپ شود تا مردم بخوانند، خود را و جامعه خود را بشناسند...».

پدرم با فریاد غضب­آلودی سخنم را برید: «عجب! حالا فهمیدم که می­خواهی ما را رسوا بسازی. افسانه مردم بسازی... مبارک باشد، مبارک باشد!»

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 12:9  توسط روابط عمومی خانه ادبیات افغانستان  | 

معرفی کتاب ششم از سلسله انتشارات خانه ادبیات افغانستان

نام کتاب: خروسان باغ بابر

نویسنده: حسین فخری

ویراستار: محمدحسین محمدی

طرح جلد: سیدمحسن حسینی

ناشر: خانه ادبیات افغانستان

تاریخ چاپ: 1387

نوبت چاپ: اول

شمارگان: هزار نسخه

خانه ادبیات افغانستان در ادامه انتشار سلسله آثار ادبیات معاصر افغانستان، مجموعه داستان «خروسان بابر»، نوشته حسین فخری، داستان­نویس معاصر افغانستان را روانه بازار کرد. «خروسان بابر»، ششمین کتابی است که خانه ادبیات افغانستان در کابل منتشر می­کند.

حسین فخری، نویسنده و منتقد ادبی کشور، از داستان­نویسانی است که سال­ها پیش نویسندگی را آغاز کرد و بیش از ده­ها اثر از وی در داخل و خارج کشور چاپ شده است. واپسین اثر داستانی فخری با نام «خروسان باغ بابر» در پنج بخش روایت می­شود و 128 صفحه دارد. فخری اکنون در کابل زندگی می­کند و یکی از فعالان کوشا در عرصه ادبیات کشور به شمار می­رود.

بخشی از «خروسان باغ بابر» را با هم می­خوانیم:

هر دو خروس رها می­شوند. پرهای گردن­شان را سیخ می­سازند. با گردن خمیده مقابل هم می­ایستند و حالا نزن کی بزن! نول (نوک)­ها و پاها و بال­های­شان یک لحظه هم بی­کار نیستند و سر و گردن یک­دیگر را هدف قرار می­دهند. ضربه­های نول و لگدشان کم­تر به خطا می­رود. پرهاست که باد می­شوند. پنج دقیقه و ده دقیقه همه خوش­حال هستند و خوش­حالی خود را با هیاهو و خنده ابراز می­کنند. فقط پدر وقتی می­بیند که خروسش یک بار تخته به پشت می­افتد، خلقش تنگ و پیشانی­اش ترش می­گردد و در شادی عمومی شرکت نمی­کند. اما خلیفه نبی از همه شادتر است و خوش­حالی از لرزشی که سراپایش را فراگرفته، ظاهر است. پیر و جوان مثل خروس­ها قدقداس دارند. حلقه مرغ­بازان تنگ­تر می­شود و هیاهو برمی­خیزد.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 1:31  توسط روابط عمومی خانه ادبیات افغانستان  | 

معرفی کتاب پنجم از سلسله انتشارات خانه ادبیات افغانستان

نویسنده: عبدالواحد رفیعی

ویراستار: محمدحسین محمدی

طرح جلد: سیدمحسن حسینی

ناشر: خانه ادبیات افغانستان

تاریخ چاپ: 1387

نوبت چاپ: اول

شمارگان: هزار نسخه

 خانه ادبیات افغانستان در ادامه انتشار سلسله آثار ادبیات معاصر افغانستان، مجموعه داستان «بنای یادبود دموکراسی»، نوشته عبدالواحد رفیعی، داستان­نویس معاصر افغانستان را روانه بازار کرد. «بنای یادبود دموکراسی»، پنجمین کتابی است که خانه ادبیات افغانستان در کابل منتشر می­کند.

رفیعی، داستان­نویس کشور در هرات زندگی می­کند و پیش از این، مجموعه داستان «آشار» نیز از این نویسنده در خانه ادبیات افغانستان منتشر شده است. در این مجموعه داستانی طنز، سیزده داستان کوتاه در 78 صفحه گرد آمده است که عبارتند از: بنای یادبود دموکراسی، حقوق بشر و جامعه مدنی؛ کرایه­نشینی؛ فایده­های شورش؛ مراسم گرامی­داشت از یک نویسنده؛ احساسات پاک و راه­های مقابله با آن؛ ساعت ده دقیقه مانده بود به دوازده؛ حکایتی چند در باب پارلمان و خصایص آن؛ ابتکارات از نوع افغانی؛ حیف شد که وندمان نگرفت؛ بلی، امروز هم به خیر گذشت؛ بهشت جای زندگی نیست، من که از خیر بهشت گذشتم؛ اندر باب قند، آنفلوآنزای مرغی و وزارت صحت مملکت؛ دوربین مخفی.

بخشی از داستان طنز بنای یادبود دموکراسی، حقوق بشر و جامعه مدنی را با هم می­خوانیم:

حسب لزوم­دید مرکز و طبق فیصله شورای مرکزی بنیاد دموکراسی، حقوق بشر و جامعه مدنی در جلسه مورخ (تاریخ محفوظ) چنین تصمیم گرفته شد که برای ترویح هر چه بیش­تر دموکراسی در میان عامه مردم، آشنایی مردم با حقوق بشر و گسترش و رواج فرهنگ جامعه مدنی و نهادینه کردن این فرهنگ در میان مردم عوام، فیصله به عمل آمد که در همه شهرهای مهم کشور، یک بنای یادبود تحت نام آبده تاریخی دموکراسی و حقوق بشر و جامعه مدنی بنیاد نهاده شود. موضوع جهت عملی نمودن این فیصله به شما ابلاغ شد تا هرچه زودتر اقدام نموده، کار اعمار بنای مذکور را در بهترین نقطه شهر از هر حیث شروع نمایید.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 1:30  توسط روابط عمومی خانه ادبیات افغانستان  | 

معرفی کتاب چهارم از سلسله انتشارات خانه ادبیات افغانستان

نام کتاب: سنگ­ها و کوزه­ها

نویسنده: عزیزالله نهفته

ویراستار: محمدحسین محمدی

طرح جلد: حسین سینا

ناشر: خانه ادبیات افغانستان

تاریخ چاپ: 1387

نوبت چاپ: اول

شمارگان: هزار نسخه

خانه ادبیات افغانستان در ادامه انتشار سلسله آثار ادبیات معاصر افغانستان، مجموعه داستان «سنگ­ها و کوزه­ها»، نوشته عزیزالله نهفته، داستان­نویس معاصر افغانستان را روانه بازار کرد. «سنگ­ها و کوزه­ها»، چهارمین کتابی است که خانه ادبیات افغانستان در کابل منتشر می­کند.

نهفته داستانش را در بیست و هشت تکه روایی و 86 صفحه سامان داده است. این مجموعه از دلباختگی دو شخصیت داستان در افغانستان حکایت می­کند که یکی، دختری هندوتبار است و دیگری، پسری افغان. این ماجرا در دوره طالبان رنگ دیگری می­گیرد و حکایت مبارزه اجتماعی و فرهنگی شخصیت داستان با قوانین گوناگون طالبان و ادامه دادن زندگی، زاویه­هایی از زندگی شخصیت داستان را واگویه می­کند. به طور کلی، ساختار داستان بیانگر رویدادهای تلخی است که در این سال­ها بر افغانستان گذشته است.

بخشی از برش پنجم این مجموعه داستانی را با هم می­خوانیم:

پنهانی رفته بودم معبد. در حقیقت، راجیش کمکم کرده بود. چه مراسمی بود؟ نمی­دانم. آشا در پیراهن و تنبان پنجابی نیلی­رنگ از هر زمان دیگری زیباتر شده بود. این سومین بار بود که او را در این رنگ می­دیدم. من سراپا هوس شده بودم. خواهش­های بی­جایی هی به سراغم می­آمدند و مرا به کاری تشویق می­کردند که می­دانستم طرح آن، دوستی­ام با آشا را خدشه­دار خواهد ساخت.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 1:27  توسط روابط عمومی خانه ادبیات افغانستان  | 

معرفی کتاب سوم از سلسله انتشارات خانه ادبیات افغانستان

نام کتاب: چهارشنبه آخر

نویسنده: تقی واحدی

ویراستار: محمدحسین محمدی

طرح جلد: سیدفاروق فریاد

ناشر: خانه ادبیات افغانستان

تاریخ چاپ: 1387

نوبت چاپ: اول

شمارگان: هزار نسخه

 خانه ادبیات افغانستان در ادامه انتشار سلسله آثار ادبیات معاصر افغانستان، مجموعه داستان «چهارشنبه آخر»، نوشته تقی واحدی، داستان­نویس معاصر افغانستان را روانه بازار کرد. «چهارشنبه آخر»، سومین کتابی است که خانه ادبیات افغانستان در کابل منتشر می­کند.

در این کتاب، پانزده داستان کوتاه از تقی واحدی به چشم می­خورد. این اثر در 108 صفحه گرد آمده است و هشتاد افغانی قیمت دارد. از تقی واحدی که اکنون در مزار شریف زندگی می­کند، چند مجموعه دیگر نیز در سال­های گذشته در ایران و افغانستان به چاپ رسیده است، مانند: گلدان خالی (1382 نشر عرفان، تهران) گلیم باف (رمان، 1386 کابل). مجموعه افسانه‌های بومی‌«گل قاه قاه» نیز عنوان پایان نامه  او در دانشکده ادبیات بلخ  بود که بعد از یورش  طالبان در مزار شریف، آسیب جدی دید و واحدی دوباره نویسی­اش کرد که سر انجام در سال مولانا در مزار شریف منتشر شد.در مروری به داستان­های این مجموعه درمی­یابیم نگاه واحدی در این مجموعه متنوع است. در داستان «فابریکه نساجی گل­پوش» با زبانی روایی روبه­روییم که حادثه­ای را تقویم­وار می­کاود. «لتوانیایی بدل» نیز مجموعه­ای از برش­های داستانی است که در بخش­های جداگانه­ای روایت می­شوند. «کلکینچه» هم داستانی برای نوجوانان است.

داستان­های این مجموعه به این شرح است: سردار، ننه سکینه، گاو هفتادم، آن صبح، فابریکه نساجی گل­پوش، چهارشنبه آخر، ولی، نان­پز، شیر ـ بز، تا کودکستان، ازدحام تنهایی، ملوک، لتوانیایی بدل، ماهی و کلکینچه.

بخشی از داستان کوتاه «ملوک» را با هم می­خوانیم:

گفتم بیا. چند بار با دست و چشم و زبان رساندم که بیا، لاکن گویا لب­هایش شِرِشک (چسبناک) شده بود که از هم کنده نشد. چیزی نگفت و از جایش هم نَخِست (برنخاست). در شعاع بل بل (سوسوی) هریکین (فانوس)، صورت بی­خونش را در خواب می­دیدم و دو چشم وحشت­زده­اش را که سیخ شده بودند طرف مه (من). متبسمانه پیش رفتم و دستم را پیش کردم. تعجب کردم که چرا چیغ نزد. آیا ترسید که مبادا خواهرانش بیدار شوند و آبرویش پیش آن­ها برود؟ شاید هم هیچ امیدی نداشت که کسی به فریادش برسد. وقتی مطمئن شدم که چیغ نمی­زند، از دستش گرفتم و آوردم این سوتر که چیغ نمی­زند. از دستش گرفتم و آوردم این سوتر که بوی تند شاش دماغم را خراشید. خشتکش کاملن تر شده بود، کاملن آغشته به شاش، اما با آن­که مثل یک شیرماهی خودش را از چنگم باربار خلاص کرد، کارم را کردم.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 1:25  توسط روابط عمومی خانه ادبیات افغانستان  |